ترجمه "lightness" به فارسی
سبکی, روشنایی, نرمی بهترین ترجمه های "lightness" به فارسی هستند.
lightness
noun
دستور زبان
(uncountable) the condition of being illuminated [..]
-
سبکی
nounMary ate a light supper.
مری شام سبکی خورد.
-
روشنایی
I saw a light in the distance.
من از دور یک روشنایی دیدم.
-
نرمی
When we passed under the twinkle lights, he spun me gently onto the dance floor.
وقتی از زیر چراغهای چشمک زن گذشتیم، او به نرمی روی سکوی رقص چرخید.
-
ترجمه های کمتر
- چابکی
- چالاکی
- سرور
- رفعت
- سرحالی
- سرخوشی
- ترفیع
- درخشانی
- زیرکی
- ملایمت
- روشنی
- بازی
- (رنگ) روشنی
- بی خیالی
- بی علاقگی
- جدی نبودن
- رنگ پریدگی
- سرسری گیری
- سهل انگاری
- شید مندی
- نور داری
- کم رنگی
- کم فشاری
- کم وزنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lightness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lightness" با ترجمه به فارسی
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
-
(یزدان شناسی ((کویکرها))) نور درونی (که نمایشگر وجود خدا در روح بشر است)
-
نور مصنوعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن