ترجمه "lightning" به فارسی

آذرخش, صاعقه, برق بهترین ترجمه های "lightning" به فارسی هستند.

lightning adjective verb noun دستور زبان

The discharge of atmospheric electrical charge itself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آذرخش

    noun

    flash of light [..]

    I'm not afraid of lightning.

    من از آذرخش نمیترسم.

  • صاعقه

    noun

    flash of light [..]

    He survived being struck by lightning.

    او از اصابت صاعقه، جان سالم به در برد.

  • برق

    noun

    flash of light

    Not too messed up from getting hit by that lightning, I hope.

    اميدوارم بعد از اينکه رعد و برق بهش خورده زياد حالش به هم ريخته نباشه.

  • ترجمه های کمتر

    • ابرنجک
    • sā'eġe
    • فلاش
    • آذرخشیدن
    • آذرخشین
    • (رعد و) برق
    • آذرخش سا
    • ابرنجک زدن
    • برق آسا
    • برق زدن (آسمان)
    • برق مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lightning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lightning"

عباراتی شبیه به "lightning" با ترجمه به فارسی

  • صاعقه گیر یا حفاظت از الماسک
  • آذرخش زنجیری (صاعقه ای که در آسمان خط شکسته ای ایجاد می کند)
  • (خودمانی) ویسکی خانگی (به ویژه ویسکی ذرت)
  • آذرخش دوردست · کران آذرخش
  • (هواشناسی) آذرخش توپی (نوعی صاعقه ی نادر که برای مدت کوتاهی به صورت گوی قرمزی ظاهر می شود) · گوی آذرخش
  • (دستگاه های برقی) برق گیر · برق گیر · پادآذرخش
  • صاعقه
  • (ساختمان ها و غیره) برق گیر · برقگیر
اضافه کردن

ترجمه های "lightning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه