ترجمه "limber" به فارسی
نرم, پرنرمش, (توپخانه) بهترین ترجمه های "limber" به فارسی هستند.
limber
adjective
verb
noun
دستور زبان
Flexible, pliant, bendable. [..]
-
نرم
nounBut seeing that it was not at all limber
اما وقتی دیدم نرم نیست و همان هم از کار در آمد.
-
پرنرمش
-
(توپخانه)
-
ترجمه های کمتر
- (معمولا با: up) تمرین و ورزش کردن
- (معمولا با: up) عراده ی دو چرخی را به توپ وصل کردن
- خم شدنی
- خم پذیر
- خمش پذیر
- دارای بدن نرمش دار
- عراده ی دو چرخی (که توپ را به آن می بندند)
- قابل انعطاف
- نرمش کردن
- پیش قطار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "limber"
عباراتی شبیه به "limber" با ترجمه به فارسی
-
(کشتی) سوراخ های عرشه و زیر عرشه که فاضلاب را به انبار فاضلاب می رساند تا از آن جا به خارج فرستاده شود
-
کاج نرمسوزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن