ترجمه "limitary" به فارسی
(نادر) محدود, محدود کننده, کران بند بهترین ترجمه های "limitary" به فارسی هستند.
limitary
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to a limit or boundary [..]
-
(نادر) محدود
-
محدود کننده
-
کران بند
-
کرانگر (هرچیز که به عنوان مرز یا حد باشد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limitary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن