ترجمه "limited" به فارسی

محدود, (اتوبوس و ترن و غیره : دارای صندلی راحت تر و توقف های کمتر و مسافر کمتر) دولوکس, (بازرگانی - شرکتی که مسئولیت شرکا یا سهامداران محدود است به مبلغ مشارکت آنها) مسئولیت محدود بهترین ترجمه های "limited" به فارسی هستند.

limited adjective noun verb دستور زبان

With certain (oft. specified) limits placed upon it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محدود

    adjective

    Human knowledge is limited.

    دانش انسان محدود است.

  • (اتوبوس و ترن و غیره : دارای صندلی راحت تر و توقف های کمتر و مسافر کمتر) دولوکس

  • (بازرگانی - شرکتی که مسئولیت شرکا یا سهامداران محدود است به مبلغ مشارکت آنها) مسئولیت محدود

  • ترجمه های کمتر

    • (روش حکومت) مشروطه
    • درجه یک
    • غیره مطلقه
    • پای بسته
    • کران بسته
    • کرانبندی شده
    • کرانمند
    • کرانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limited " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "limited" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "limited" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه