ترجمه "linearity" به فارسی
کشامندی, (الکترونیک - به ویژه تلویزیون) فرتور همگری, (فیزیک - میزان تناسب کنش با واکنش) کنش همگری بهترین ترجمه های "linearity" به فارسی هستند.
linearity
noun
دستور زبان
The state of being linear. [..]
-
کشامندی
-
(الکترونیک - به ویژه تلویزیون) فرتور همگری
-
(فیزیک - میزان تناسب کنش با واکنش) کنش همگری
-
ترجمه های کمتر
- حالت یا ویژگی خطی بودن
- خط سانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " linearity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "linearity" با ترجمه به فارسی
-
جابهجایی
-
جبر خطی عددی
-
موتور القایی خطی
-
رگرسیون خطی
-
سیستم خطی
-
ترکیب خطی
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · روشهای بهینهسازی
-
برنامه ریز خطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن