ترجمه "lineate" به فارسی
کشادار, خط خطی, خط دار بهترین ترجمه های "lineate" به فارسی هستند.
lineate
adjective
دستور زبان
Marked with lines. [..]
-
کشادار
-
خط خطی
-
خط دار
-
ترجمه های کمتر
- راه راه
- شیار دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lineate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lineate" با ترجمه به فارسی
-
(در ساختمان سنگ ها)هم راستایی · ترسیم خط · خط بندی · خط گذاری · طرح کلی · مجموعه یا شبکه ی خطوط · نشان گذاری با خط · کشابندی · کشاگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن