ترجمه "linen" به فارسی
کتان, پارچه کتانی, (معمولا جمع) ملافه (bed linen هم می گویند) بهترین ترجمه های "linen" به فارسی هستند.
linen
adjective
noun
دستور زبان
(uncountable) Thread or cloth made from flax fiber. [..]
-
کتان
nounThread or cloth made from flax fiber
No silks and linens, nor any armour or heraldry could be more honourable.
هیچ جامهی حریر یا کتان، هیچ زره یا نشان اشرافی، آبرومندتر از این لباسها نیست.
-
پارچه کتانی
nountextile made from spun flax fiber
twelve yards of linen for their table
دوازده متر پارچه کتانی برای رومیزی میزهای هر دویشان،
-
(معمولا جمع) ملافه (bed linen هم می گویند)
-
ترجمه های کمتر
- (نخ یا پارچه) کتانی
- جامه ی کتانی یا پنبه ای
- رومیزی (table linen هم می گویند)
- کاغذ اعلا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " linen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "linen"
عباراتی شبیه به "linen" با ترجمه به فارسی
-
رازهای نهان · مسایل خصوصی
-
برویباکتریوم لینانس
-
رومیزی و دستمال سفره (پارچه های سرمیز)
-
ملافه و روبالشی و غیره
-
برویباکتریوم لینانس
-
حوله سفید
-
گنجه ی ملافه ها (و حوله و رومیزی و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن