ترجمه "listen" به فارسی
شنیدن, گوش دادن, نیوشیدن بهترین ترجمه های "listen" به فارسی هستند.
(intransitive) To pay attention to a sound, to note. [..]
-
شنیدن
verbto hear (something)
Males use their left brain only for listening but females use both brains for this task.
مردان برای شنیدن فقط از نیمکره چپ مغزشان استفاده میکنند درحالیکه زنان هردو نیمکره را بهکار میگیرند.
-
گوش دادن
verbto pay attention to a sound [..]
Finding a free place, Levin leaned over the balustrade and began looking and listening.
له وین کنار حفاظ جایی را خالی یافت، تکیه داد و مشغول نگاه کردن و گوش دادن شد.
-
نیوشیدن
verbto pay attention to a sound
-
ترجمه های کمتر
- گوش کردن
- اجابت کردن
- استماع کردن
- گوشاتو باز کن
- استماع
- شنود
- گوشیدن
- توجه کردن به
- ملاحظه کردن
- گوش دادن (یا کردن یا فرا دادن)
- گوش فرادهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " listen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Listen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Listen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "listen"
عباراتی شبیه به "listen" با ترجمه به فارسی
-
شنود دوگوشی
-
شنود موثر
-
جالب · شنودنی · شنیدنی
-
(ارتش : محل مخفی و نزدیک به خطوط دشمن برای استراق سمع و مشاهده) شنودگاه پنهان · مرکز گردآوری خبرو آگهدادهای محرمانه · پست به گوش
-
استماع · شنوایی · نیوش
-
شنونده · مامور رسیدگی · مستمع · گوش دهنده
-
شنود فعال
-
جالب · شنودنی · شنیدنی