ترجمه "live-in" به فارسی
زیست کننده در محل کار, سرخانه بهترین ترجمه های "live-in" به فارسی هستند.
live-in
adjective
دستور زبان
Living on the premises, usually of a household employee. [..]
-
زیست کننده در محل کار
-
سرخانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " live-in " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "live-in" با ترجمه به فارسی
-
)ندرک یگدنز هناخ کیرد( شیل
-
من در یک آپارتمان مدرن در شهر زندگی می کنم. جادار و بسیار روشن است، با کف چوبی و پنجره های بزرگ.
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
)ندرک یگدنز هناخ کیرد( شیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن