ترجمه "loosen" به فارسی

شل کردن, لقاندن, وارفتن بهترین ترجمه های "loosen" به فارسی هستند.

loosen verb دستور زبان

To make loose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شل کردن

    verb

    I closed my eyes and loosened my grip on the string.

    چشمها را بستم و نخ را شل کردم.

  • لقاندن

  • وارفتن

  • ترجمه های کمتر

    • بازکردن
    • پرداختن
    • آبکی کردن
    • باز كردن
    • رها کردن یا شدن
    • سست کردن
    • شل كردن
    • شل کردن یا شدن
    • لق کردن
    • لینت دادن
    • نرم کردن
    • ول کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loosen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loosen" با ترجمه به فارسی

  • تجهيزات آمادهسازي خاك · تجهيزات نرمكردن خاك · تجهیزات خاکورزی
اضافه کردن

ترجمه های "loosen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه