ترجمه "lumpy" به فارسی

آژخگین, گرماندار, (آب) موج دار بهترین ترجمه های "lumpy" به فارسی هستند.

lumpy adjective دستور زبان

Full of lumps, not smooth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آژخگین

  • گرماندار

  • (آب) موج دار

  • ترجمه های کمتر

    • بد دست
    • تنه لش
    • دارای سطح ناصاف
    • دست و پا چلفتی
    • سنگین و بد قواره
    • قلمبه قلمبه
    • نا آرام
    • پر برجستگی
    • پر خیز آب
    • گره دار
    • گره مند
    • گندمه دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lumpy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lumpy" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به actinomycosis
  • بيماري لامپي پوست
  • ويروس آبله بزي · ويروس آبله گوسفندي · ويروس بيماري لامپي پوست · کاپریپوکسویروس
اضافه کردن

ترجمه های "lumpy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه