ترجمه "lunatic" به فارسی

مجنون, دیوانه, احمق بهترین ترجمه های "lunatic" به فارسی هستند.

lunatic adjective noun دستور زبان

An insane person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجنون

    noun

    I am almost a lunatic, my head is so turned with joy.

    عزیزم فرقی با مجنون ندارم از لذت زیر و رو شدهام

  • دیوانه

    adjective noun

    Murlidharan, the level crossing lunatic, perched cross legged and perfectly balanced on the milestone.

    مورلیدهاون دیوانه حد تقاطع چهارزانو و کاملاً در حال تعادل روی سنگ مسافت شمار نشسته بود.

  • احمق

    noun

    And this lunatic doesn't even know he's in Iraq.

    و اين احمق حتي هنوز نمي دونه توي عراقه

  • ترجمه های کمتر

    • خل
    • چل
    • احمقانه
    • سفیه
    • بی باک
    • بی عقل
    • جنون آمیز
    • خل وضع
    • دیوانه وار
    • ماه زده
    • مرد دیوانه
    • وابسته به یا برای دیوانگان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lunatic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lunatic" با ترجمه به فارسی

  • ماه داس مانند · ماه داسی (lunated هم می گویند) · هلال سان · هلالی شکل (مانند ماه)
  • استخوان هلالی
  • ماه قمری
  • (در احزاب و گروه ها و مذهب و غیره) جناح بسیار افراطی · گروه متعصب و چل
اضافه کردن

ترجمه های "lunatic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه