ترجمه "lunch" به فارسی
ناهار, ظهرانه, حاضری بهترین ترجمه های "lunch" به فارسی هستند.
lunch
verb
noun
دستور زبان
A light meal usually eaten around midday, notably when not as main meal of the day. [..]
-
ناهار
nounmeal around midday [..]
Tom dropped by Mary's home every day for lunch.
تام هر روز برای ناهار سرزده به خانهی ماری می آمد.
-
ظهرانه
Oh, I'm starting to get a tolerance for this, the single-malt lunch.
اُه ، دارم گنجايش مشروب خوردنم رو زياد ميکنم... واسه اين ويسکي ظهرانه.
-
حاضری
-
ترجمه های کمتر
- خوراک سبک
- غذای مفصل
- ناهار خوردن
- نهار تهیه کردن
- نهار خوردن
- نهار دادن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lunch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lunch"
عباراتی شبیه به "lunch" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با تداعی منفی) هرچیز رایگان · مفت و مجانی (ولی دارای عواقب)
-
تنها امکان رایگان در حوزه مالی
-
توشه · خوراک توی جعبه (که کارگران و غیره با خود سرکار می برند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن