ترجمه "lunation" به فارسی
ماه قمری ترجمه "lunation" به فارسی است.
lunation
noun
دستور زبان
a month of approximately 29.53 days, measured from a lunar phase until the return of that same phase. On average, the number of days between Full Moons is about 29.5306 days. The actual number of days may differ from the average number by more than a half day. From one Full Moon to the next, the number of days in one lunation can vary between 29.272 and 29.833 days. [..]
-
ماه قمری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lunation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lunation" با ترجمه به فارسی
-
ماه داس مانند · ماه داسی (lunated هم می گویند) · هلال سان · هلالی شکل (مانند ماه)
-
استخوان هلالی
-
(در احزاب و گروه ها و مذهب و غیره) جناح بسیار افراطی · گروه متعصب و چل
-
احمق · احمقانه · بی باک · بی عقل · جنون آمیز · خل · خل وضع · دیوانه · دیوانه وار · سفیه · ماه زده · مجنون · مرد دیوانه · وابسته به یا برای دیوانگان · چل
-
احمق · احمقانه · بی باک · بی عقل · جنون آمیز · خل · خل وضع · دیوانه · دیوانه وار · سفیه · ماه زده · مجنون · مرد دیوانه · وابسته به یا برای دیوانگان · چل
-
احمق · احمقانه · بی باک · بی عقل · جنون آمیز · خل · خل وضع · دیوانه · دیوانه وار · سفیه · ماه زده · مجنون · مرد دیوانه · وابسته به یا برای دیوانگان · چل
-
احمق · احمقانه · بی باک · بی عقل · جنون آمیز · خل · خل وضع · دیوانه · دیوانه وار · سفیه · ماه زده · مجنون · مرد دیوانه · وابسته به یا برای دیوانگان · چل
-
احمق · احمقانه · بی باک · بی عقل · جنون آمیز · خل · خل وضع · دیوانه · دیوانه وار · سفیه · ماه زده · مجنون · مرد دیوانه · وابسته به یا برای دیوانگان · چل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن