ترجمه "mainstream" به فارسی
(امریکا) اشخاص معلول یا عقب افتاده را در مدارس یا کارگاه های معمولی مشغول به آموزش یا کارکردن, (موسیقی جاز) آمیزه ی swing و bop, (موسیقی و ادبیات و عمل و اندیشه و غیره) روندکلی بهترین ترجمه های "mainstream" به فارسی هستند.
mainstream
adjective
verb
noun
دستور زبان
Purchased, used or accepted broadly rather than by a tiny fraction of population or market; common, usual or conventional. [..]
-
(امریکا) اشخاص معلول یا عقب افتاده را در مدارس یا کارگاه های معمولی مشغول به آموزش یا کارکردن
-
(موسیقی جاز) آمیزه ی swing و bop
-
(موسیقی و ادبیات و عمل و اندیشه و غیره) روندکلی
-
ترجمه های کمتر
- باب روز
- بر زدن ناتوانمندان
- جریان اصلی
- خط فکری
- شلوغ ترین
- فعال ترین
- مسیر اصلی
- میان رود
- میان روند
- وسط رود (در جایی که جریان آب از همه جا قویتر است)
- پر رونق ترین
- پرحرارت ترین
- کنش ورترین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mainstream " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mainstream" با ترجمه به فارسی
-
(به تحصیل یا به کار گماری معلولان در کنار اشخاص سالم) برزنی ناتوانمندان · ائتلاف · ترویج محوریت، جریان سازی · هم ترازسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن