ترجمه "mainstreaming" به فارسی
ائتلاف, (به تحصیل یا به کار گماری معلولان در کنار اشخاص سالم) برزنی ناتوانمندان, ترویج محوریت، جریان سازی بهترین ترجمه های "mainstreaming" به فارسی هستند.
mainstreaming
verb
Present participle of mainstream. [..]
-
ائتلاف
nounOneselves insertion into a society or a group.
-
(به تحصیل یا به کار گماری معلولان در کنار اشخاص سالم) برزنی ناتوانمندان
-
ترویج محوریت، جریان سازی
Mainstreaming emergency preparedness, response capacity, disaster risk reduction and building resilience of communities and social systems
-
هم ترازسازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mainstreaming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mainstreaming" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) اشخاص معلول یا عقب افتاده را در مدارس یا کارگاه های معمولی مشغول به آموزش یا کارکردن · (موسیقی جاز) آمیزه ی swing و bop · (موسیقی و ادبیات و عمل و اندیشه و غیره) روندکلی · باب روز · بر زدن ناتوانمندان · جریان اصلی · خط فکری · شلوغ ترین · فعال ترین · مسیر اصلی · میان رود · میان روند · وسط رود (در جایی که جریان آب از همه جا قویتر است) · پر رونق ترین · پرحرارت ترین · کنش ورترین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن