ترجمه "maintain" به فارسی

نگه داشتن, نگهداشتن, (روی عقیده و غیره) ایستادگی کردن بهترین ترجمه های "maintain" به فارسی هستند.

maintain verb دستور زبان

(obsolete, transitive) To support (someone), to back up or assist (someone) in an action. [14th-19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگه داشتن

    verb

    We desire it, yet we know from experience that it is not easy to maintain.

    ما خواستارش هستیم، ولیکن از تجربه می دانیم که نگه داشتن آن آسان نیست.

  • نگهداشتن

    My mom said you had trouble maintaining relationships with normal people.

    مامانم ميگه شما در نگهداشتن رابطه تون با آدماي معمولي مشکل دارين

  • (روی عقیده و غیره) ایستادگی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • ادعا کردن
    • حفظ کردن
    • خرجی دادن به
    • در حالت فعلی نگهداشتن
    • مدعی بودن
    • معتقد بودن
    • نگهداری از
    • نگهداری کردن
    • نیک داری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maintain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "maintain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "maintain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه