ترجمه "maintainer" به فارسی

نگاهدارنده, مدعی بهترین ترجمه های "maintainer" به فارسی هستند.

maintainer noun دستور زبان

Someone who keeps or upholds something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگاهدارنده

  • مدعی

    Christophe would not give in, and maintained that Hellmuth knew nothing about it.

    کریستف از گفتهٔ خود برنمیگشت و مدعی شد که هلموت چیزی نمیفهمد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maintainer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "maintainer" با ترجمه به فارسی

  • (روی عقیده و غیره) ایستادگی کردن · ادعا کردن · حفظ کردن · خرجی دادن به · در حالت فعلی نگهداشتن · مدعی بودن · معتقد بودن · نگه داشتن · نگهداری از · نگهداری کردن · نگهداشتن · نیک داری کردن
  • قوت دار شدن · مرمت کردن · نگهداری کردن
  • كردم زا یرادهگن
  • قابل نگاهداری · نگهداشت پذیر
  • نگهداشت پذیری
  • (روی عقیده و غیره) ایستادگی کردن · ادعا کردن · حفظ کردن · خرجی دادن به · در حالت فعلی نگهداشتن · مدعی بودن · معتقد بودن · نگه داشتن · نگهداری از · نگهداری کردن · نگهداشتن · نیک داری کردن
  • (روی عقیده و غیره) ایستادگی کردن · ادعا کردن · حفظ کردن · خرجی دادن به · در حالت فعلی نگهداشتن · مدعی بودن · معتقد بودن · نگه داشتن · نگهداری از · نگهداری کردن · نگهداشتن · نیک داری کردن
  • (روی عقیده و غیره) ایستادگی کردن · ادعا کردن · حفظ کردن · خرجی دادن به · در حالت فعلی نگهداشتن · مدعی بودن · معتقد بودن · نگه داشتن · نگهداری از · نگهداری کردن · نگهداشتن · نیک داری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "maintainer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه