ترجمه "maintenance" به فارسی
نگهداری, نفقه, معاش بهترین ترجمه های "maintenance" به فارسی هستند.
maintenance
noun
دستور زبان
Actions performed to keep some machine or system functioning or in service [..]
-
نگهداری
nounThey charge a flat annual maintenance fee of just 20 Euros.
به هزینه ۲۰ یورو در سال برای نگهداری.
-
نفقه
nounFinancial support provided after a separation or divorce by the financial stronger partner to the ex-partner.
-
معاش
noun
-
ترجمه های کمتر
- حفظ
- نگهداشت
- حفاظت
- اطعام
- خرجی
- مرمت
- ایستادگی
- ادعا
- (انگلیس) نفقه
- اطعام مساکین
- رزق و روزی
- نگهداری (ساختمان و تجهیزات)
- نیک داری
- نیک داشت
- وابسته به حفظ یا نگهداری
- پایداری (در اعتقاد و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maintenance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Maintenance
-
نگهداری
They charge a flat annual maintenance fee of just 20 Euros.
به هزینه ۲۰ یورو در سال برای نگهداری.
-
تعمیر و نگهداری
Interview the brother who coordinates cleaning and maintenance regarding local arrangements.
با برادری مصاحبه شود که بر نظافت و تعمیر و نگهداری جماعت نظارت دارد.
عباراتی شبیه به "maintenance" با ترجمه به فارسی
-
عملیات تعمیر و نگهداری
-
اورهال
-
تثبیت مصرف
-
فروش برای حفظ مشتریان
-
جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه · جیرههای زادآوری · جیرههای غذایی · جیرههای پرواری
-
تأسیسات
-
تجهیزات جوشکاری · تجهیزات نگهداری
-
)هداوناخ( ريمعت ،یرادهگن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن