ترجمه "makeup" به فارسی

آرایش, گریم, ماکیاژ بهترین ترجمه های "makeup" به فارسی هستند.

makeup noun دستور زبان

(uncountable) An item's composition. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرایش

    noun

    cosmetics

    Even without makeup, she's very cute.

    حتی بدون آرایش او بسیار بانمک است.

  • گریم

    cosmetics

    Near the end of class, Emmet's summoned to the makeup trailer.

    نزدیک دقیقههای آخر کلاس هستیم که امیت را به یدک کش گریم احضار میکنند.

  • ماکیاژ

    cosmetics

  • ترجمه های کمتر

    • ساختار
    • سرشت
    • ترکیب
    • بزک
    • توالت
    • طرزساخت
    • ماهیت
    • طبیعت
    • نهاد
    • (آموزش) فرصت مجدد برای دادن امتحان (در مورد غیبت موجه و غیره)
    • (در تئاتر) گریم
    • (چاپ و غیره) صفحه بندی
    • آرایش صورت
    • ابزار بزک (مانند روژ و سفیدآب و غیره)
    • اسباب توالت
    • تنظیم صفحه
    • رجوع شود به make
    • صفحه آرایی
    • وابسته به فرصت مجدد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " makeup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "makeup"

عباراتی شبیه به "makeup" با ترجمه به فارسی

  • (نام بازرگانی - لوازم توالت هنرپیشگان که با ابر بر صورت می مالند) گریم · اسباب بزک
اضافه کردن

ترجمه های "makeup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه