ترجمه "manacle" به فارسی
دستبند, بخو, جلوگیر بهترین ترجمه های "manacle" به فارسی هستند.
manacle
verb
noun
دستور زبان
Any similar device such as a fetter or handcuffs. [..]
-
دستبند
nounA highly polished collection of chains and manacles hung on the wall behind Filch's desk.
مجموعهی کاملی از انواع غلو زنجیر و دستبند براق از دیوار پشت میز تحریر فلیچ آویزان بود.
-
بخو
noun -
جلوگیر
-
ترجمه های کمتر
- (معمولا جمع) باز دارنده
- بازداری کردن
- جلوگیری کردن
- دست بند
- دست و بال کسی را بستن
- دستبند زدن
- غل و زنجیر
- غل و زنجیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manacle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "manacle"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن