ترجمه "mandarin" به فارسی

نارنگی, (با تداعی کمی منفی) نخبه, (رنگ) پرتقالی تیره بهترین ترجمه های "mandarin" به فارسی هستند.

mandarin adjective noun دستور زبان

(historical) A high government bureaucrat of the Chinese Empire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنگی

    noun

    The fruit of a small citrus tree (Citrus reticulata), resembling the orange.

  • (با تداعی کمی منفی) نخبه

  • (رنگ) پرتقالی تیره

  • ترجمه های کمتر

    • (سابقا در چین) عضو هر یک از نه گروه صاحب منصبان ارشد
    • (گیاه شناسی) درخت نارنگی (Citrus reticulata)
    • از ما بهتران
    • جامه ی ماندارین (دارای یقه ی باریک و روبه بالا)
    • جزو برجستگان
    • زبان ماندارین (متداول ترین زبان در کشور چین)
    • زرد پررنگ
    • نارنگی (mandarin orange هم می گویند)
    • وابسته به کاربرد زیرکانه و چند پهلوی زبان
    • گل (های) سر سبد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mandarin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mandarin proper noun

Standard Mandarin, the official language of China and Taiwan, and one of four official languages in Singapore; Putonghua, Guoyu or Huayu [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماندارین

    proper

    language

    That's of no use to us, the Mandarin ducks.

    اون برای ما فایده ای نداره ، اردک ماندارین

  • ماندارین استاندارد

    Mandarin (linguistics)

تصاویر با "mandarin"

عباراتی شبیه به "mandarin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mandarin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه