ترجمه "mandarine" به فارسی
نارنگی ترجمه "mandarine" به فارسی است.
mandarine
noun
دستور زبان
Alternative spelling of mandarin in the term mandarin orange. [..]
-
نارنگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mandarine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mandarine" با ترجمه به فارسی
-
غاز اهلی (Aix galericulata)
-
ماندارین · نارنگی
-
ماندارین · ماندارین استاندارد
-
(با تداعی کمی منفی) نخبه · (رنگ) پرتقالی تیره · (سابقا در چین) عضو هر یک از نه گروه صاحب منصبان ارشد · (گیاه شناسی) درخت نارنگی (Citrus reticulata) · از ما بهتران · جامه ی ماندارین (دارای یقه ی باریک و روبه بالا) · جزو برجستگان · زبان ماندارین (متداول ترین زبان در کشور چین) · زرد پررنگ · نارنگی · نارنگی (mandarin orange هم می گویند) · وابسته به کاربرد زیرکانه و چند پهلوی زبان · گل (های) سر سبد
-
ماندارینها
-
ماندارین · ماندارین استاندارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن