ترجمه "marcher" به فارسی
مرزبان, مرزدار, مرزنشین بهترین ترجمه های "marcher" به فارسی هستند.
marcher
noun
دستور زبان
An inhabitant of a march (border country) [..]
-
مرزبان
noun -
مرزدار
-
مرزنشین
-
ترجمه های کمتر
- رهرو
- رونده
- تظاهر کننده
- راه پیما
- ساکن بخش مرزی
- سلحشوری که مرزهای انگلیس را حراست می کرد
- قدم رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marcher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن