ترجمه "marrowbone" به فارسی
(به ویژه آشپزی) استخوان مخ دار, (جمع - مزاح آمیز) زانوها بهترین ترجمه های "marrowbone" به فارسی هستند.
marrowbone
noun
دستور زبان
A bone containing edible marrow. [..]
-
(به ویژه آشپزی) استخوان مخ دار
-
(جمع - مزاح آمیز) زانوها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marrowbone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن