ترجمه "masses" به فارسی
عوام الناس, قوم, مردم بهترین ترجمه های "masses" به فارسی هستند.
masses
verb
noun
Plural form of mass. [..]
-
عوام الناس
noun -
قوم
noun -
مردم
nounSo we have now found the weapon of mass protection.
خُب ما حالا سلاح محافظت از تودۀ مردم را پیدا کرده ایم.
-
گروه
nounChristophe fancied them as a mass of people curled up in the shade
کریستف گروه انبوهی را در نظر میآورد که در پناه تاریکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masses " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Masses
noun
Plural form of Mass. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Masses" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Masses در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "masses" با ترجمه به فارسی
-
توده لخم بدن · محتواي لخم
-
(داروسازی) خمیردارو · (فیزیک) جرم · (نقاشی) بخش بزرگی که به یک رنگ یا سایه است · (کلیسای کاتولیک) عشای ربانی · اغلب · انباشته · انباشته کردن یا شدن · انبوه · انبوه کردن یا شدن · انبوهی · اندازه · اکثر · اکثریت · بخش عمده · بزرگی · بس · بیشتر · تنه · توده · توده وار · توده کاه · توده کردن یا شدن · جثه · جرم · جمع شده · جمعی · حجم · دسته جمعی · سترگی · شمار زیاد · عظمت · متمرکز کردن · مجموعه · مخفف : ایالت ماساچوست · مقدار زیاد · موسیقی مراسم عشای ربانی · همگانی · هنگفت · وابسته به توده ها یا تعداد زیادی از مردم · کلان · کنجل · کپه · گروه · گروهی
-
تولید شخصی انبوه
-
تولید انبوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن