ترجمه "masterful" به فارسی

استادانه, استاد, ارباب مانند بهترین ترجمه های "masterful" به فارسی هستند.

masterful adjective دستور زبان

Of or pertaining to the manner of a master of an art, technique, profession, or craft; masterly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استادانه

    He had whistled in a masterful, careless way, and they had come to him.

    او به طرز استادانه و بیقیدانهای سوت زده بود و آنها هم به سویش آمده بودند

  • استاد

    noun

    From this great master, you can learn what you're lacking for.

    هر چیزی رو که بلد نیستید می تونید از این استاد یاد بگیرید.

  • ارباب مانند

  • ترجمه های کمتر

    • با استادی
    • رئیس مآبانه
    • رئیس ماب
    • سلطه گرا
    • ماهر(انه)
    • چیره دست (انه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masterful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "masterful" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "masterful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه