ترجمه "mastermind" به فارسی
پیشگام, ابداع کردن, اداره کردن بهترین ترجمه های "mastermind" به فارسی هستند.
mastermind
verb
noun
دستور زبان
A person with an extraordinary intellect or skill that is markedly superior to his or her peers. [..]
-
پیشگام
-
ابداع کردن
verb -
اداره کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بانی بودن یا شدن
- سلسله جنبان
- سلسله جنبان شدن
- فکر بکر
- مغز متفکر
- مهندسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mastermind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mastermind
Mastermind (Jason Wyngarde)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mastermind" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mastermind در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن