ترجمه "mastership" به فارسی
استادی, مهارت, خبرگی بهترین ترجمه های "mastership" به فارسی هستند.
mastership
noun
دستور زبان
The state of office of a master. [..]
-
استادی
-
مهارت
-
خبرگی
-
ترجمه های کمتر
- آقایی
- اربابی
- چیرگی
- سلطه
- تسلط
- مقام حاکم یا ارباب
- چیره دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mastership " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن