ترجمه "masterly" به فارسی

ماهرانه, با استادی, استادانه بهترین ترجمه های "masterly" به فارسی هستند.

masterly adjective adverb دستور زبان

That has been executed in the manner of one who is a master; extremely competently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهرانه

    This word, which strikes fire with all four of its feet, sums up in a masterly onomatopoeia the whole of La Fontaine's admirable verse:

    این کلمه که از چهار پای اسب آتش میجهاند در یک دهان کجی ماهرانه، این شعر شایان تمجید لافونتن را خلاصه میکند؛

  • با استادی

    adjective
  • استادانه

    The way you beat up that grocer was masterly, Alec.

    اون جوری که مغازه دار رو زدی ، خیلی استادانه بود ، " الک ".

  • ترجمه های کمتر

    • استادوار(انه)
    • چیره دستانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masterly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "masterly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه