ترجمه "meanwhile" به فارسی

ضمنا, درضمن, موقت بهترین ترجمه های "meanwhile" به فارسی هستند.

meanwhile noun adverb دستور زبان

The time between two events [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمنا

    adverb

    meanwhile, i would like a nice cup of tea or a large brandy

    ضمنا ، میل دارم یه فنجان چایی یا یه کنیاک نوعی مشروب بزرگ بخورم

  • درضمن

    adverb noun

    Meanwhile, there has been a complication.

    درضمن ، یه پیچیدگی هایی هم وجود داره.

  • موقت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meanwhile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Meanwhile
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

عباراتی شبیه به "meanwhile" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "meanwhile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه