ترجمه "measly" به فارسی

سرخکی, کم, بد بهترین ترجمه های "measly" به فارسی هستند.

measly adjective دستور زبان

Small in amount, contemptibly so. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخکی

  • کم

    adjective pronoun noun
  • بد

    adjective noun adverb
  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه) ناچیز
    • (پزشکی) سرخکدار
    • سرخجه دار
    • کرم گرفته
    • یک غازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " measly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "measly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه