ترجمه "measled" به فارسی
دچار سرخک, سرخک دار بهترین ترجمه های "measled" به فارسی هستند.
measled
adjective
دستور زبان
Infected or spotted with measles.
-
دچار سرخک
watching tackylooking girls hanging on the arms of good looking men. All because Charles Hamilton had had the measles.
از آنجا به رفتار عاشقانهی دختران بدترکیب با پسران خوشقیافه مینگریست. و تمام این بدبختیها به خاطر این بود که چارلز دچار سرخک شده بود.
-
سرخک دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " measled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "measled" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی - با فعل مفرد) · خنازیر خوک · سرخجه · سرخجه (rubella یا German measles هم می گویند) · سرخچه · سرخک · سرخک (rubeola هم می گویند) · کرم عضله ی دام ها · کرم کدو
-
(پزشکی) سرخک سیاه · سیاه سرخه (که عبارت است از سرخک شدید توام با خونریزی زیر پوست)
-
سرخجه
-
سرخک
-
رجوع شود به rubella
-
سرخجه
-
(پزشکی - با فعل مفرد) · خنازیر خوک · سرخجه · سرخجه (rubella یا German measles هم می گویند) · سرخچه · سرخک · سرخک (rubeola هم می گویند) · کرم عضله ی دام ها · کرم کدو
-
(پزشکی - با فعل مفرد) · خنازیر خوک · سرخجه · سرخجه (rubella یا German measles هم می گویند) · سرخچه · سرخک · سرخک (rubeola هم می گویند) · کرم عضله ی دام ها · کرم کدو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن