ترجمه "medallic" به فارسی
مدالی ترجمه "medallic" به فارسی است.
medallic
adjective
دستور زبان
Of, or pertaining to, medals or a medal. [..]
-
مدالی
And do you know that Nazaryev, the merchant with the medal, a juryman?
شما نازاریف پروکهورایوانوویچ را میشناسید آن بازرگانی را میگویم که مدالی به گردن دارد و عضو هیئتمنصفه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " medallic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "medallic" با ترجمه به فارسی
-
مدال برنز (برنگ) که به نفر سوم هماوردهای ورزشی می دهند · نشان برنز
-
(ارتش امریکا) مدال شایستگی (که به غیرنظامیان داده می شود)
-
(بازی گلف) مسابقه ی پایزه ای (که تعداد کل امتیازهای هر بازیکن را در شمار معلومی hole حساب می کنند) (در برابر: match play)
-
(بالاترین مدال امریکا که توسط کنگره اهدا می شود) مدال افتخار
-
(ارتش) مدال تقدیر · نشان سپاس
-
مدال آب طلا دار · مدال طلا
-
نشان خوش رفتاری (مدال نظامی ارتش آمریکا که به پاداش رفتار خوب و کارآیی و وفاداری اعطا می گردد)
-
صورت · مدال · نشان · نشان مذهبی · پایزه · کف دست انسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن