ترجمه "meddle" به فارسی

(با: in یا with) دخالت کردن (در), (با: with) دست ور کردن (به), (مهجور) درآمیختن بهترین ترجمه های "meddle" به فارسی هستند.

meddle verb دستور زبان

(obsolete) To mix (something) with some other substance; to commingle, combine, blend. [14th-17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با: in یا with) دخالت کردن (در)

  • (با: with) دست ور کردن (به)

  • (مهجور) درآمیختن

  • ترجمه های کمتر

    • درآمیزی کردن
    • رخنه کاری کردن
    • سرچیزی رفتن
    • فضولی کردن
    • مخلوط کردن
    • مداخله کردن
    • ور رفتن (با)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meddle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "meddle" با ترجمه به فارسی

  • دخالت بیجا · فضولی
اضافه کردن

ترجمه های "meddle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه