ترجمه "menstruate" به فارسی
حیض شدن, قاعده شدن, بی نماز شدن بهترین ترجمه های "menstruate" به فارسی هستند.
menstruate
adjective
verb
دستور زبان
(intransitive) To undergo menstruation. [..]
-
حیض شدن
verb -
قاعده شدن
verb -
بی نماز شدن
-
ترجمه های کمتر
- دشتان شدن
- رگل شدن
- ماهانه شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menstruate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menstruate" با ترجمه به فارسی
-
حیض · دشتان · دشتانگی · عادت ماهانه · قاعدگی · قاعدگی زنان · ماهانگی · پریود
-
بی نماز شونده · حائضه · دشتان · قاعده شونده
-
حیض · دشتان · دشتانگی · عادت ماهانه · قاعدگی · قاعدگی زنان · ماهانگی · پریود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن