ترجمه "menstruation" به فارسی

قاعدگی, حیض, دشتان بهترین ترجمه های "menstruation" به فارسی هستند.

menstruation noun دستور زبان

The periodic discharging of the menses, the flow of blood and cells from the lining of the uterus in females of humans and other primates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاعدگی

    periodic discharging of the menses [..]

    To mention menstruation or ones period in front of men or boys just isnt done, Meggie.

    صحبت دربارهی قاعدگی و عادت ماهانه در حضور مردها و بچهها جایز نیست، مگی.

  • حیض

    periodic discharging of the menses

  • دشتان

    periodic discharging of the menses

  • ترجمه های کمتر

    • عادت ماهانه
    • پریود
    • دشتانگی
    • ماهانگی
    • قاعدگی زنان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menstruation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menstruation" با ترجمه به فارسی

  • بی نماز شدن · حیض شدن · دشتان شدن · رگل شدن · قاعده شدن · ماهانه شدن
  • بی نماز شونده · حائضه · دشتان · قاعده شونده
  • بی نماز شدن · حیض شدن · دشتان شدن · رگل شدن · قاعده شدن · ماهانه شدن
اضافه کردن

ترجمه های "menstruation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه