ترجمه "mensurable" به فارسی
رجوع شود به mensural, سنجش پذیر, قابل اندازه گیری بهترین ترجمه های "mensurable" به فارسی هستند.
mensurable
adjective
دستور زبان
measurable [..]
-
رجوع شود به mensural
-
سنجش پذیر
-
قابل اندازه گیری
-
پیمانه پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mensurable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mensurable" با ترجمه به فارسی
-
(بخشی از ریاضی که با سنجش درازا و مساحت و حجم سر و کار دارد) دوراسنجی · اندازه · اندازه گیری · اندازهگيري · اندازهگیری · تعيين اندازه · سنج · سنجش · پیما · پیمایش
-
سنجشی · وابسته به سنجش و اندازه گیری · وابسته به موسیقی چند آوایی · پیمانه ای
-
اندازهگيري درخت و توده جنگلي · اندازهگیری جنگل · درختسنجي · سنجش جنگل · قطرسنجی درخت
-
پیمایش پذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن