ترجمه "mention" به فارسی
ذکر کردن, نام بردن, اشاره بهترین ترجمه های "mention" به فارسی هستند.
mention
verb
noun
دستور زبان
A speaking or notice of anything, usually in a brief or cursory manner. Used especially in the phrase to make mention of. [..]
-
ذکر کردن
verbAnd then we have the radio waves, they have the issues I've just mentioned.
و بعد ما امواج رادیویی را داریم، که مسائل آنها را برایتان ذکر کردم.
-
نام بردن
verb' Kitty asked apprehensively, catching the gleam of irony that kindled in the prince's eyes at the mention of Madame Stahl.
کیتی که در چشم پدرش به هنگام نام بردن از خانم اشتال برق تمسخری دیده بود، با تشویق پرسید:
-
اشاره
nounWe had better not mention it.
ما بهتر بود به آن اشاره نمیکردیم.
-
ترجمه های کمتر
- ذکر
- یادآوری
- تذکر
- گوشزد
- تجلیل
- سپاسگزاری
- تصدیق
- (در مراسم بزرگداشت یا دادن جایزه و نشان) نام بری
- (مختصرا) اشاره کردن به
- اشاره (به موضوعی یا چیزی)
- اشاره کردن
- اشاره ی مختصر
- ذکر (چیزی)
- نام بری کردن
- گوشزد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mention " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mention" با ترجمه به فارسی
-
(در فهرست های افتخار) با سربلندی · اشاره · ذکر · کار خوب (معمولا به کسانی اطلاق می شود که در رده ی دوم ممتازان قرار دارند)
-
بماند که · به غیر از
-
مذکور · نامبرده
-
ذکر کننده
-
ذکر کردنی · قابل ذکر · گفتنی نامبرده
-
بماند که · به غیر از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن