ترجمه "mentionable" به فارسی

ذکر کردنی, قابل ذکر, گفتنی نامبرده بهترین ترجمه های "mentionable" به فارسی هستند.

mentionable adjective دستور زبان

Worthy of note, or important [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذکر کردنی

  • قابل ذکر

    Not worth mentioning it at all...

    به هيچ وجه قابل ذکر نيست...

  • گفتنی نامبرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mentionable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mentionable" با ترجمه به فارسی

  • (در فهرست های افتخار) با سربلندی · اشاره · ذکر · کار خوب (معمولا به کسانی اطلاق می شود که در رده ی دوم ممتازان قرار دارند)
  • بماند که · به غیر از
  • (در مراسم بزرگداشت یا دادن جایزه و نشان) نام بری · (مختصرا) اشاره کردن به · اشاره · اشاره (به موضوعی یا چیزی) · اشاره کردن · اشاره ی مختصر · تجلیل · تذکر · تصدیق · ذکر · ذکر (چیزی) · ذکر کردن · سپاسگزاری · نام بردن · نام بری کردن · گوشزد · گوشزد کردن · یادآوری
  • مذکور · نامبرده
  • ذکر کننده
  • (در مراسم بزرگداشت یا دادن جایزه و نشان) نام بری · (مختصرا) اشاره کردن به · اشاره · اشاره (به موضوعی یا چیزی) · اشاره کردن · اشاره ی مختصر · تجلیل · تذکر · تصدیق · ذکر · ذکر (چیزی) · ذکر کردن · سپاسگزاری · نام بردن · نام بری کردن · گوشزد · گوشزد کردن · یادآوری
  • (در مراسم بزرگداشت یا دادن جایزه و نشان) نام بری · (مختصرا) اشاره کردن به · اشاره · اشاره (به موضوعی یا چیزی) · اشاره کردن · اشاره ی مختصر · تجلیل · تذکر · تصدیق · ذکر · ذکر (چیزی) · ذکر کردن · سپاسگزاری · نام بردن · نام بری کردن · گوشزد · گوشزد کردن · یادآوری
  • (در مراسم بزرگداشت یا دادن جایزه و نشان) نام بری · (مختصرا) اشاره کردن به · اشاره · اشاره (به موضوعی یا چیزی) · اشاره کردن · اشاره ی مختصر · تجلیل · تذکر · تصدیق · ذکر · ذکر (چیزی) · ذکر کردن · سپاسگزاری · نام بردن · نام بری کردن · گوشزد · گوشزد کردن · یادآوری
اضافه کردن

ترجمه های "mentionable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه