ترجمه "merchantable" به فارسی
رجوع شود به mardetable ترجمه "merchantable" به فارسی است.
merchantable
adjective
دستور زبان
Fit for market; such as is usually sold in market, or such as will bring the ordinary price; as, merchantable wheat; sometimes, a technical designation for a particular kind or class. [..]
-
رجوع شود به mardetable
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " merchantable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "merchantable" با ترجمه به فارسی
-
مرکز بازرگانی صادراتی
-
بازرگان · بازرگانی · تاجر · تجارتی · داد و ستد کردن · دکاندار · سوداگر · سوداگری · سوداگری کردن · فروشنده · فروشنده / سایت فروشنده کالا (دارنده کالا در سیستم بازاریابی پورسانتی) · معامله گر · مغازه دار · وابسته به ناوگان بازرگانی · پیشه ور · کاسب · کاسبکار
-
حق العمل کار (که در مقابل کارمزد از سوی مشتریان خرید وفروش می کند) · حق العمل کار – دلال · دلال
-
ترابری · حمل · سرنشینان کشتی بازرگانی · ناوگان · ناوگان بازرگانی · کشتیرانی
-
باری · مرد تاجر · کشتی تجارتی
-
(حقوق) قوانین بازرگانی مبتنی بر سنت و عرف
-
ترابری · حمل · ناوگان · ناوگان بازرگانی · کشتیرانی
-
بازرگان واسطه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن