ترجمه "miniaturization" به فارسی

مینیاتورسازی, کوچک سازی بهترین ترجمه های "miniaturization" به فارسی هستند.

miniaturization noun دستور زبان

the act or process of miniaturizing or making smaller [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مینیاتورسازی

  • کوچک سازی

    I'm inspired by this miniaturization revolution in computers.

    من از این انقلاب کوچک سازی در کامپیوترها الهام میگیرم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miniaturization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "miniaturization" با ترجمه به فارسی

  • میکروسوییچ
  • کوچک شده
  • بازی گلف در زمین بسیار کوچک (و معمولا با چمن مصنوعی)
  • خوكهاي ريزمونه · خوک
  • مینیاتور پینچر
  • (نوعی سگ Doberman pinscher که بسیار ریز است) پینچر ریز
  • (از هر چیز) نسخه ی بسیار ریز · (به ویژه اگرروی استخوان یا عاج یا پوست باشد) مینیاتور · (در اصل - به ویژه در نسخه های خطی قرون وسطی) تصویر کوچک · تذهیب · حروف مذهب · ریز رو گیر · ریزفرتور · ریزفرتورسازی · ریزمونه · زرنگاری · كوچك · ماکت · متن آرایی · مینیاتور · هنر مینیاتورسازی · چهرهنگاری مینیاتور · کوچک
  • (به صورت بسیار کوچک ساختن یا تولید کردن) ریزسازی کردن · ریزگری کردن · کوچک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "miniaturization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه