ترجمه "miniaturize" به فارسی
(به صورت بسیار کوچک ساختن یا تولید کردن) ریزسازی کردن, ریزگری کردن, کوچک کردن بهترین ترجمه های "miniaturize" به فارسی هستند.
miniaturize
verb
دستور زبان
To design or construct something on a miniature scale [..]
-
(به صورت بسیار کوچک ساختن یا تولید کردن) ریزسازی کردن
-
ریزگری کردن
-
کوچک کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miniaturize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "miniaturize" با ترجمه به فارسی
-
مینیاتورسازی · کوچک سازی
-
میکروسوییچ
-
کوچک شده
-
بازی گلف در زمین بسیار کوچک (و معمولا با چمن مصنوعی)
-
خوكهاي ريزمونه · خوک
-
مینیاتور پینچر
-
(نوعی سگ Doberman pinscher که بسیار ریز است) پینچر ریز
-
(از هر چیز) نسخه ی بسیار ریز · (به ویژه اگرروی استخوان یا عاج یا پوست باشد) مینیاتور · (در اصل - به ویژه در نسخه های خطی قرون وسطی) تصویر کوچک · تذهیب · حروف مذهب · ریز رو گیر · ریزفرتور · ریزفرتورسازی · ریزمونه · زرنگاری · كوچك · ماکت · متن آرایی · مینیاتور · هنر مینیاتورسازی · چهرهنگاری مینیاتور · کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن