ترجمه "minikin" به فارسی

خرد, متظاهر, وانمودگر بهترین ترجمه های "minikin" به فارسی هستند.

minikin adjective noun دستور زبان

(obsolete) A young person, especially a young woman [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرد

    adjective noun
  • متظاهر

  • وانمودگر

  • ترجمه های کمتر

    • گرام
    • (قدیمی) ریز
    • (مهجور) عزیز
    • (نادر) ملوس
    • ریزه پیزه
    • کوچک و ظریف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minikin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "minikin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه