ترجمه "minimalism" به فارسی

سادهگرایی, (سیاست) محافظه کاری, (موسیقی و رقص و هنر: به کار بردن ساده ترین طرح یا شکل و دست کم گیری فردیت هنرمند) کمینه گرایی بهترین ترجمه های "minimalism" به فارسی هستند.

minimalism noun دستور زبان

(art) A style of art that emphasises extreme simplicity of form. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سادهگرایی

    movements in various forms of art and design

  • (سیاست) محافظه کاری

  • (موسیقی و رقص و هنر: به کار بردن ساده ترین طرح یا شکل و دست کم گیری فردیت هنرمند) کمینه گرایی

  • مینی مالیسم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minimalism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "minimalism" با ترجمه به فارسی

  • حداقل · دست کم · وابسته به حداقل · وابسته به مینی مالیسم (minimalism) · کمترین · کمینه · کمینه ای · کمینی
  • کوچک شده
  • کم انگار · کوچک شمار
  • کاهش پسمانده · کمینهسازی پسمانده
  • بهینهسازی متوالی کمینه
  • موسیقی مینیمال
  • عضو بیشین
  • (انگلیس) رجوع شود به half note · (کوچکترین سنجه ی آبگونه ها برابر با یک شانزدهم درم fluid dram یا در حدود یک چکه) می نیم · بخش کوچک · ذره · ریزبخش · ریزترین · قطره · مینیم · نقطه · کوچک ترین
اضافه کردن

ترجمه های "minimalism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه