ترجمه "minus" به فارسی

منفی, منهای, منها بهترین ترجمه های "minus" به فارسی هستند.

minus adjective noun conjunction adposition دستور زبان

(mathematics) Difference of the previous number from the following number. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منفی

    adjective

    It was in the region of minus forty Celsius on the wing of the aeroplane.

    هوا روی بالهای هواپیما منفی چهـل درجـه سانتیگراد بود.

  • منهای

    He looks weird minus his beard and hair, naked as the day he was born.

    منهای ریش و موی ریخته شده و لختیاش که گویی تازه متولد شده، ظاهر مرموزی دارد.

  • منها

    noun

    And then point to the first, press minus, point to the second,

    و بعد اولی را نشان میدهید، منها را میزنید و دومی را نشان میدهید،

  • ترجمه های کمتر

    • تفریق
    • کاهش
    • (آموزش) کمتر از
    • (برق) رجوع شود به negative
    • (عامیانه) بدون
    • (گیاه شناسی - برخی خزه ها و قارچ ها که فقط با نوع plus خودگشن گیری می کنند) فرآروی خواه
    • بی -
    • علامت تفریق (در برابر: علامت جمع یا اضافه plus)
    • نشان منها
    • کم از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "minus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "minus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه