ترجمه "minute" به فارسی

دقیقه, ریز, لحظه بهترین ترجمه های "minute" به فارسی هستند.

minute adjective verb noun دستور زبان

A unit of time equal to sixty seconds and one-sixtieth of an hour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دقیقه

    noun

    unit of time [..]

    I had hardly walked for a few minutes when it began to rain.

    وقتی که باران شروع به باریدن گرفت، من راهی نرفته بودم جز برای چند دقیقه.

  • ریز

    adjective

    very small

    eyes like Miss Scatcherd's can only see those minute defects

    و چشمهای مثل چشمهای دوشیزه اسکچرد فقط میتوانند آن لکههای بسیار ریز را ببینند

  • لحظه

    noun

    Every minute I've lived here, every second, just total fear.

    هر لحظه که اينجا زندگي ميکنم ، هر ثانيه دارم با ترس دست و پنجه نرم مي کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • دقیق
    • صورتجلسه
    • كوچك
    • دم
    • یادداشت
    • dqaqh
    • خرد
    • جزئی
    • ناچیز
    • ریزبینانه
    • موشکافانه
    • اعلامیه
    • (بسیار) خرد
    • (جمع) صورت جلسه
    • (در برخی سنجه ها و در اندازه گیری قوس ها و غیره) یک شصتم
    • برحسب دقیقه سنجیدن
    • بینهایت کوچک
    • خلاصه ی مذاکرات
    • خلاصه ی مذاکرات را نوشتن
    • زمان کوتاه
    • صورت جلسه نوشتن
    • مسافت پیموده شده در حدود یک دقیقه
    • مینوت تهیه کردن
    • مینوت کردن
    • کم اهمیت
    • یادداشت کردن یا برداشتن
    • یک شصتم درجه ی قوس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Minute
+ اضافه کردن

"Minute" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Minute در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "minute"

عباراتی شبیه به "minute" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "minute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه