ترجمه "minutes" به فارسی
صورت جلسه, خلاصه مذاکرات, اقدامات بهترین ترجمه های "minutes" به فارسی هستند.
minutes
noun
Plural form of minute. [..]
-
صورت جلسه
nounFor example, Squealer told them that the pigs had to expend enormous labours every day upon mysterious things called files, reports, minutes, and memoranda .
مثلاً ما خوکها باید هر روز خدا روی چیزهای سری که به آنها پرونده، گزارش ، صورت جلسه و یادداشت میگویند ساعتها کار کنیم.
-
خلاصه مذاکرات
noun -
اقدامات
noun
-
ترجمه های کمتر
- دقیقه
- صورتجلسه
- معاملات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minutes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "minutes" با ترجمه به فارسی
-
(بسیار) خرد · (جمع) صورت جلسه · (در برخی سنجه ها و در اندازه گیری قوس ها و غیره) یک شصتم · dqaqh · اعلامیه · برحسب دقیقه سنجیدن · بینهایت کوچک · جزئی · خرد · خلاصه ی مذاکرات · خلاصه ی مذاکرات را نوشتن · دقیق · دقیقه · دم · ریز · ریزبینانه · زمان کوتاه · صورت جلسه نوشتن · صورتجلسه · كوچك · لحظه · مسافت پیموده شده در حدود یک دقیقه · موشکافانه · مینوت تهیه کردن · مینوت کردن · ناچیز · کم اهمیت · یادداشت · یادداشت کردن یا برداشتن · یک شصتم درجه ی قوس
-
صورت مجلس تفکیک
-
دقایقی تا نیمه شب
-
تازه گذشته
-
ان · دم · ضربان قلب · لحظه · چشمک · یک ان · یک دم · یک لحظه
-
دور بر دقیقه · دور موتور
-
صورت جلسات شرکت
-
(ساعت) عقربه ی دقیقه شمار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن