ترجمه "mixer" به فارسی
میکسر, مخلوط کن, معاشرتی بهترین ترجمه های "mixer" به فارسی هستند.
mixer
noun
دستور زبان
A machine outfitted with (typically blunt) blades with which it mixes or beats ingredients in a bowl below. [..]
-
میکسر
blender
Do you not need the multi-mixer because, well heck, you're not selling enough milkshakes?
شما مولتی میکسر رو چون فروش میلک شیکتون کمه میخواین
-
مخلوط کن
nounWhat with these toasters and mixers and such like, we'd be out of a job.
با اين توستر ها و مخلوط کن ها و چيزهايي مثل اين ، ما از کار برکنار ميشيم.
-
معاشرتی
-
ترجمه های کمتر
- مخلوطکن
- همزن
- (آدم) خوش برخورد
- (الکترونیک) درآمیز
- (دستگاه برقی یا دستی برای مخلوط کردن اجزای خوراک) آمیزگر
- (ماشین ویژه ی مخلوط کردن رنگ ها یا ملاط و غیره) همزن
- (کسی که کارش درهم آمیختن صداها و هماهنگ کردن منابع صوتی یا بصری و ضبط آنها روی نوار و غیره است) هم گذار
- خوش سلوک
- سر و زبان دار
- مردم دار
- مهمانی رقص یا جشن برای آشناسازی مردم با یکدیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mixer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mixer"
عباراتی شبیه به "mixer" با ترجمه به فارسی
-
همزنها
-
مخلوطکن بتن
-
بتونیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن